خرید بک لینک

عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند

بی آنکه بخواهی . . .

می برنت تا قعر خاطراتی که برای

فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی . .

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۵ساعت 13:25 توسط ❤ ღ❤ ღعلیرضا ❤ ღ❤ ღ|

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

سلام ی هفته مونده فیکس تا برم سربازی همه مشکلشون اینه که من چطوری دلم میاد موهامو بزنم خخخخ حتی ارایشگرمم دلش نمیاد بزنم و جالب اینجاس تا حالا کچل نکردم همه مشتاقا قیافه ای من بدبختو ببینن و قش قش بخندن خالم واسم کلاه خریده تا فردا موهامو بزنم خخخخخ این ی هفته ای که نبودم مشهد بودم تنهایی خیلی فاز د

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

سلام فردا میرم اموزشی

خخخخخخخخ

وهامو زدم خیلی ام ال داد

ارایشگر هنگ کرده بود کلی ام خندیدی جات.ن خالی

به وبم سر نزنید میکشمتونا

نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 14:27 توسط ❤ ღ❤ ღعلیرضا ❤ ღ❤ ღ|

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

باسلام به بچه های بی معرفتی که خیلی وقته به ما سرنزدند امروز 24/4/95 با امروز4 روز که یگانیم و بیش از حد کس موتوری کشیدن پایه بالا ها و خستمون کردن کلی باغ بونی کردیم نه به اموزشی تو کویر و یگان تو بهشت ادرس : جاده مخصوص کرج سه راه پارس خودرو خیابان کوهک نیروی فاوا غذا ها عالی فرمانده ادم دورو و مزخ

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

26/4 ساعت 6/45 دیقه رفتیم تو پادگان و فهمیدیم پاس 3 خوب بود گرفتیم خوابیدیم تا 11 و بعد این که بیدار شدیم رفتیم اسلحه خونه و اسلحه و فشنگ تحویل گرفتیم و رفتم برجک شماره 2 خیلی حرفه ای بود روبه روم دریاچه و بغلشم که چیتگر ادم رو هوایی میکنه و مخصوصا ساعت 12 که مردم همه میریزن و دختر پسرا میریزن با ما

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

سلام به تمامی دوستانی که به وب من سر میزنند

خیلی وقت پیش توی بلاگفا وب داشتم

دیگه به اون وب قدیمی نمیرم

آخه تنها شدم

خیلی تنها

البته اینو باید بگم که دلم تنهاست

چجوری بگم همه هستند کنار من ولی دلم تنهاست ...
امیدوارم از وب من خوشتون بیاد
قربانتون علیرضا
نويسنده :پسری تنها به نام علیرضاu200du200d

پروفایلم فعاله -***

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

سلامی دوباره همین جوری میگذرونیم این روزای تکراری و قدم های اجباری رو خیلی متروکه شده وبم نظر بدید چیکار کنم ؟؟؟؟//؟ ممنون از دوست جونی خودم که همش داره مطالبمو میخونه و این سری کامنت طولانی گداشته دستش درد نکنه راستی ی عکس با لباس هم میزارم براتون پس فردا که اومدم از پادگان نوشته شده در دوشن

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

یار نازک دل من ترک دلم شیدا کرد

تاکه دید سرباز شدم رفت و دگر پیدا کرد

نوشته در برجک شماره ی 2

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:57 توسط ❤ ღ❤ ღعلیرضا ❤ ღ❤ ღ|

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

دیروز روز دخت بود و به دخترا تبریک میگم نگید الان چرا میگی چون دیروز پادگان بودم . صفحه تلفن کارتی شلوغ بود و همه به زیداشون و خانوماشون زنگ میزدن و هرکی با ی شیوه ای تلفن و برمیداشت و تبریک میگفت و من .... (تلفن برام واقعا چیز بدی بود تون 2ماه بود از اونجا رد هم نمیشدم و به کسی هم زنگ نزده بودم از

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

با باد هم، به هم بزن

وقتی دست هایت در دست من است

بی اجازه

موهایت را

کجا می برد باد؟

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:29 توسط ❤ ღ❤ ღعلیرضا ❤ ღ❤ ღ|

برچسب: نویسنده: فاطمه رنجبر تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:18

صفحه بندی